سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
72
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
جهت پيشرفت امور و مرتفع كردن موانع على حسب الميسور و اشخاصى كه مانعاند از پيشرفت امور دولتى مملكتى مضمحل و اخراج شوند . درين حيصوبيص روز شنبه چند نفر از سوارهاى امير بهادر در پشت قلعهء امام جمعه چند نفر از سوارهاى كردبچه كه بار به شهر آورده بودند و مراجعت مىكردند جلوگيرى [ مىكنند ] و خيال لخت كردن آنها مىشود . اين بيچارهها پياده و با چوب سوارهاى امير را از خود دور مىنمودند كه يكمرتبه با تفنگ شليك مىكنند و سه نفر از كردبچه را زخمى [ مىكنند ] و به خاك مىافكنند در اين بين شجاع السلطنه يك نفر از نوكرهاى خود را مىگويد عقب اين سوارها تا هركجا كه رفتند برو و بفهم كجا رفتند و كى هستند . بالاخره زخميها را به مجلس آوردند و سوارها هم معلوم شد كه از سوار امير بهادرند . روز يكشنبه هم انجمنها و كسبه و غيره اتفاق كرده در خانهء عضد الملك [ و ] جدا عزل چند نفر را كه اول امير بهادر باشد و شابشال و غيره [ مىخواهند . ] بارى روز سهشنبه اعليحضرت اشخاص مفصله را از [ 86 ] دربار اخراج [ مىكنند ] و مشير السلطنه رئيس الوزراء و وزير داخله تبليغ فرمايشات شاه را كه در حضور عضد الملك و نير الدوله فرموده بودند به ملت تبليغ [ كرد ] و نوشته سپرد كه اين اشخاص را شاه اخراج و تبعيد نمودند : امير بهادر ، شابشال معلم ، على بيك ، موقر السلطنه ، افتخار الملك « 1 » ، امين الملك پسر وزير دربار سلطانعلى خان . امير از كشيكخانه همانروز به زرگنده رفت . ولى سايرين فردا صبح به دربار آمده بودند . بعد از اينكه مشير السلطنه ابلاغ نمود انجمنها متفرق شدند . [ خواب مولف ] روز پنجشنبه 4 جمادى الاول چاكر خوابى ديده لازم است نگارش نمايم . صبح به موجب معمول دربخانه رفته آقاى صاحبجمع هم به موقع هرروزه درشكه خواسته سوار شده كه دربخانه بروند و رفتند . به فاصلهء يك ربع
--> ( 1 ) . زيرش نوشته مفاخر الملك .